شریانهای بسته در قلب تپنده فولاد
فولاد خوزستان کارگاه ساختمانی نیست که بتوان با یک کلید آن را متوقف و فردا دوباره راهاندازی کرد؛ در فرآیند پیچیده احیای مستقیم (DRI)، گاز طبیعی صرفاً سوخت حرارتی نیست، بلکه ماده اولیه و خوراک حیاتی برای تبدیل گندله به آهن اسفنجی است. قطع یا افت شدید گاز یعنی خاموشی مگامدولها، برهم خوردن تعادل شیمیایی، خسارتهای میلیاردی به نسوز کوره و از دست رفتن زنجیره ارزش فولادسازی.
در تابستان با توقف برق و در زمستان با سهمیهبندی گاز، این بنگاه عظیم صنعتی بیش از نیمی از سال را در شرایط نیمهتعطیل سپری میکند. پیامد این سیاست، چیزی جز افت دراماتیک تولید شمش، کاهش درآمدهای ارزی، افت سودآوری نماد «فخوز» و از همه تلختر، تهدید معیشت و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم دهها هزار خانواده خوزستانی نیست.
صنعتگران جنوب میپرسند: چرا آسانترین راهکار متولیان انرژی برای جبران کسری، همواره قطع شریانهای صنایع بالادستی و پیشران است؟
با وجود این فشارهای سنگین و کملطفیهای شبکه توزیع، فولاد خوزستان تسلیم نشده و برای حفظ پایداری خطوط تولید و خروج از گروگانگیری انرژی، دست به اقدامات بیسابقهای زده است؛ از ورود جسورانه به تملیک نیروگاه اختصاصی 520 مگاواتی سیکل ترکیبی برای تضمین پایداری برق گرفته تا سرمایهگذاریهای هوشمند و هدفمند در بهینهسازی مصرف تا توسعه فناوریهای بازیافت حرارتی.
امروز جهادگران فولاد خوزستان در گرمای طاقتفرسا و میان کورههای آتشین، تازیانه محدودیتهای انرژی شبکه سراسری را بر پیکره رنجور خط تولید با تمام وجود احساس میکنند؛ بدون دسترسی عادلانه به انرژی پایدار، این سنگر تولید ملی با چالش جدی مواجه خواهد شد. وقت آن است که مسئولان پیش از مرگ کورهها، تدبیری برای رگهای خشکیده انرژی بیندیشند!
0 دیدگاه