معماری تازه حمل در بزرگترین معدن سنگآهن کشور
در اقتصاد معدن، هر تصمیم فنی بایستی با ملاحظات اقتصادی، عملیاتی و راهبردی اخذ شود. گاهی یک تصمیم فنی، در واقع یک تصمیم اقتصادی و حتی راهبردی است. اینکه سنگ و باطله چطور جابهجا شوند، فقط انتخاب بین چند دستگاه نیست. این انتخاب مستقیم با قیمت تمامشده، مصرف سوخت، تامین ارز، محیط زیست، سرمایهگذاری، ایمنی و تداوم تولید گره خورده است. معادن ایران امروز با این مساله روبرو هستند.
معدن سنگآهن گهرزمین به عنوان بزرگترین معدن سنگآهن کشور امروز بر سر دوراهی بزرگ قرار دارد.
این معدن بیش از 480 میلیون تن ذخیره باقیمانده دارد و بهتدریج عمیقتر میشود. هرچه عمق بیشتر شود، یک واقعیت ساده اما مهم خود را نشان میدهد: دامپتراک باید مسافت طولانیتری را طی کند تا همان یک تن سنگ یا باطله را جابهجا کند. این به معنای افزایش زمان و کاهش میزان استخراج است.
در نگاه اول راهحل جبران، ساده به نظر میرسد؛ ماشینآلات بیشتری اضافه کنیم. اما اقتصاد معدن پیچیدهتر از اینهاست. کامپیوتر بیشتر یعنی هزینه بالاتر، مصرف بالای گازوئیل، لاستیک بیشتر، آلودگی بالا، تعمیرات زیاد، جادههای عریضتر و نیروی انسانی بیشتر. در نهایت هم هزینه تمامشده بالاتر.
مطالعات انجامشده برای گهرزمین نشان میدهد اگر حمل مواد در سالهای آینده همچنان بهطور کامل بر عهده سیستم سنتی (دامپتراک) باشد، در سالهای میانگین و پایانی عمر معدن به 300 دستگاه تراک 136 تنی با سطح آمادگی 80 درصد نیاز خواهد بود.
300 ماشین غولپیکر فقط یک عدد در گزارش فنی نیست. پشت این رقم زنجیرهای از هزینههاست: سرمایهگذاری، قطعات یدکی، لاستیک، سوخت، آلایندگی، تعمیرگاه، نیروی متخصص و البته ارزی که باید برای تأمین بخشی از این تجهیزات از کشور خارج شود.
اینجاست که راهکارهای فنی و نوآورانه و بهروز دنیا مانند IPCC اهمیت پیدا میکنند.
IPCC مخفف In-Pit Crushing and Conveying است؛ یعنی سنگشکنی و انتقال مواد با نوار نقاله از داخل یا نزدیک معدن. در سیستم سنتی، دامپتراک تمام مسیر را طی میکند. ماده را از داخل معدن برمیدارد، از مسیرهای طولانی و پر از پیچ و خم بالا میآید و به مقصد میرساند. اما در IPCC، تراک فقط بخشی از راه را میرود و در مواردی تقریباً هیچ نقشی ندارد. مواد معدنی پس از رسیدن به سنگشکن خرد میشود و ادامه مسیر را به نوار نقاله میسپارد.
0 دیدگاه