نفت و گاز، در خدمت اعتلای اقتصاد ایران

نفت برای اقتصاد ایران از جایی آغاز می‌شود که در زیر زمین قرار دارد، اما ارزش آن زمانی آشکار می‌شود که از دل زمین بیرون بیاید، فرآورش شود، به شبکه انتقال برسد و در نهایت به درآمد، انرژی، اشتغال و سرمایه‌گذاری تبدیل شود. فاصله میان این نقطه آغاز تا نتیجه نهایی، مجموعه بزرگی از چاه‌ها، سکوها، خطوط لوله، تاسیسات فرآورشی، واحدهای جمع‌آوری گاز و زیرساخت‌هایی است که بخش قابل توجهی از آنها برای افکار عمومی کمتر دیده می‌شوند.
نفت و گاز، در خدمت اعتلای اقتصاد ایران

مروری بر عملکرد شرکت ملی نفت ایران از آغاز دولت چهاردهم تا مرداد 1405 نشان می‌دهد در این دوره، همزمان چند مسیر در صنعت نفت دنبال شده است؛ افزایش تولید نفت و گاز، توسعه میادین مشترک، تکمیل و راه‌اندازی تاسیسات جدید، حفظ ظرفیت‌های موجود، توسعه فعالیت‌های اکتشافی، بازگشت به حفاری در آب‌های عمیق، کاهش مشعل‌سوزی و ایجاد زیرساخت‌هایی که امکان استمرار تولید را فراهم می‌کنند.

بخشی از اقدامات انجام‌شده، مستقیما باعث افزایش تولید شده و بخشی دیگر، ظرفیت تولید سال‌های آینده را ایجاد کرده، از افت تولید جلوگیری کرده یا مانع هدررفت بخشی از منابع کشور شده است اما در نهایت، همه این مسیرها به یک نقطه مشترک می‌رسند: تلاش برای اینکه منابع نفت و گاز کشور با بهره‌وری بیشتری از زیر زمین به چرخه اقتصاد وارد شوند.

 

غرب کارون؛ میدان مشترک، اولویت تولید

یکی از مهم‌ترین محورهای فعالیت شرکت ملی نفت ایران در دو سال گذشته، توسعه میادین نفتی غرب کارون و افزایش ظرفیت تولید از میدان‌های مشترک بوده است.

طی همین مدت، در میدان آزادگان جنوبی، ردیف دوم واحد فرآورش مرکزی (CTEP) به بهره‌برداری رسید و ظرفیت نهایی فرآورش این مجموعه به 320 هزار بشکه در روز رسید. این واحد، حلقه‌ای مهم میان تولید نفت از میدان و امکان فرآورش و انتقال آن به شمار می‌رود.

در کنار توسعه زیرساخت‌های فرآورشی، حفاری و راه‌اندازی چاه‌های جدید نیز در چند میدان ادامه یافت. در میدان‌های سپهر و جفیر، چاه‌های شماره 6 و 7  وارد مدار شدند و حدود 11 هزار بشکه در روز افزایش تولید ایجاد کردند.

در یاران نیز فاز دوم توسعه به تولید اولیه رسید.

در ادامه این طرح ها، توسعه چشمه‌خوش، دالپری و پایدار شرق نیز در تیرماه 1405 نهایی و چاه CK-26 وارد مدار شد؛ اقدامی که روزانه حدود 5500 بشکه به ظرفیت تولید نفت کشورمان اضافه کرد.

در میدان‌های مشترک، اهمیت این افزایش تولید تنها به میزان نفت استخراج‌شده محدود نمی‌شود. هرچه ظرفیت تولید از این میدان‌ها سریع‌تر ایجاد شود، امکان برداشت موثرتر از منابع مشترک و تبدیل آن به درآمد برای کشور نیز بیشتر خواهد شد.

هر بشکه نفت، حاصل یک زنجیره است

رسالت شرکت ملی نفت ایران در تولید نفت، در نقطه‌ای که چاه به مدار می‌آید پایان نمی‌یابد. نفت تولیدشده باید از تاسیسات فرآورشی عبور کند، آب و ناخالصی‌های آن جدا شود و از مسیر خطوط انتقال به مقصد برسد از همین رو، بخشی از اقدامات شرکت ملی نفت ایران در این دوره به توسعه و تکمیل همین حلقه‌های میانی اختصاص داشت.

در این میان، فاز دوم کارخانه نمک‌زدایی اهواز متمرکز با افزایش ظرفیت فرآورش 110  هزار بشکه نفت در روز به بهره‌برداری رسید. در غرب کارون نیز توسعه واحد فرآورش مرکزی آزادگان جنوبی، ظرفیت لازم برای فرآورش تولید این میدان را تقویت کرد.

این پروژه‌ها شاید به اندازه حفر یک چاه جدید در نگاه اول دیده نشوند، اما بدون آنها افزایش تولید نمی‌تواند به همان میزان به نفت قابل انتقال، فرآورش و صادرات تبدیل شود به همین دلیل، بخشی از کارنامه دو سال گذشته را باید در همین زیرساخت‌های کمتر دیده‌شده جست‌وجو کرد؛ زیرساخت‌هایی که امکان تبدیل تولید زیرزمینی به ارزش اقتصادی را فراهم می‌کنند.

گاز؛ ظرفیت امروز، پشتوانه فردا

شرکت ملی نفت ایران در حوزه گاز نیز همزمان با افزایش تولید، توسعه ظرفیت‌های جدید را به نحو موثری دنبال کرد.

در میدان خارتنگ، تولید روزانه 5 میلیون مترمکعب گاز وارد مدار شد؛ ظرفیتی که می‌تواند در تامین گاز کشور، به‌ویژه در فصل سرد، نقش داشته باشد.

در میدان بلال نیز جکت سکوی چهاردهم نصب و عملیات حفاری چاه‌های توسعه‌ای آغاز شد. این پروژه هنوز در مرحله توسعه قرار دارد، اما اهمیت آن در ایجاد ظرفیت تولید آینده کشور است.
در همین چارچوب، پروژه‌های دریایی از جمله طرح‌های مرتبط با سکوهای P4 و توسعه بلال نیز بخشی از مسیر ایجاد ظرفیت جدید تولید گاز هستند.

در این بخش، همه دستاوردها را نباید با معیار «تولید امروز» سنجید. بخشی از فعالیت‌های انجام‌شده، در واقع سرمایه‌گذاری برای سال‌هایی است که نیاز کشور به گاز بیشتر خواهد شد.

پارس جنوبی؛ حفظ تولید، همپای افزایش تولید

در میادین بزرگی مانند میدان مشترک گازی پارس جنوبی، گاهی مهم‌ترین دستاورد یک پروژه، افزایش تولید نیست؛ بلکه جلوگیری از افت تولید است. تاسیسات تولید و فرآورش گاز، به‌صورت مداوم در معرض فرسودگی و نیاز به تعمیر قرار دارند و توقف طولانی هر بخش می‌تواند مستقیما بر میزان تولید اثر بگذارد.

در دو سال گذشته، تعمیرات اساسی مجموعه‌ای از پالایشگاه‌ها و سکوهای پارس جنوبی انجام شد و بخش قابل توجهی از این عملیات با اتکا به توان داخلی پیش رفت. پس از تعمیرات نیز سکوهای فازهای 6، 7 و 8 دوباره وارد مدار شدند؛ سه سکویی که در مجموع ظرفیت برداشت حدود 84 میلیون مترمکعب گاز در روز را دارند.

این اقدامات از یک منظر اهمیت ویژه‌ای دارند: ظرفیتی که برای ایجاد آن سال‌ها سرمایه و دانش فنی صرف شده است، با تعمیر و نگهداری به‌موقع حفظ می‌شود و همچنان می‌تواند به تولید ادامه دهد.

از مشعل تا چرخه اقتصاد

یکی از بخش‌های ملموس‌تر کارنامه صنعت نفت در این دوره، کاهش هدررفت گازهای همراه نفت و جمع‌آوری گازهایی است که پیش از این در مشعل‌ها سوزانده می‌شدند.

در دولت چهاردهم، پروژه NGL3100 در جنوب استان ایلام با سرمایه‌گذاری حدود 1.6 میلیارد دلار به بهره‌برداری رسید و با جمع ‌آوری گازهای همراه میدان‌های نفتی منطقه، بخشی از این گاز را به چرخه فرآورش و مصرف بازمی‌گرداند.

در دهلران نیز کارخانه جمع‌آوری و فشارافزایی گازهای مشعل با ظرفیت حدود 82 میلیون فوت‌مکعب در روز وارد مدار شد.

در مناطق نفت‌خیز جنوب، خط انتقال گاز شادگان به مارون 3 نیز امکان جلوگیری از سوزاندن حدود 20 میلیون فوت‌مکعب گاز در روز را فراهم کرد.

در سطح پالایشگاهی نیز کاهش قابل توجه مشعل‌سوزی در پالایشگاه یازدهم پارس جنوبی، از جمله اقداماتی بود که در همین مسیر دنبال شد.

اهمیت این پروژه‌ها در یک عبارت خلاصه می‌شود: گازی که در مشعل می‌سوزد، دیگر فرصت تبدیل شدن به انرژی و ارزش اقتصادی را ندارد. جمع‌آوری آن، هم به معنای کاهش هدررفت منابع ملی است و هم می‌تواند به تامین خوراک صنایع و سایر مصارف انرژی کمک کند.

اکتشاف؛ ساختن ذخایر فردا

اگر توسعه میدان‌های موجود، پاسخ به بخشی از نیاز امروز باشد، اکتشاف ذخایر جدید پاسخی به نیاز سال‌های آینده است.

در این دوره، کشف ذخایر جدید در میدان پازن یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های اکتشافی بود. در ادامه حفاری‌های انجام‌شده، یک مخزن گازی با حدود 10 هزار میلیارد فوت‌مکعب و یک مخزن نفتی با حدود 200 میلیون بشکه ذخیره قابل استحصال شناسایی شد. پازن هنوز یک پروژه تولیدی به معنای ورود به مدار برداشت نیست، اما اهمیت آن در افزایش ذخایر قابل اتکای کشور است.

در بخش دیگری از فعالیت‌های اکتشافی نیز پس از بیش از یک دهه، عملیات حفاری در آب‌های عمیق دریای خزر از سر گرفته شد. این اقدام را نیز باید فراتر از نتیجه کوتاه‌مدت آن دید. حفاری در آب‌های عمیق علاوه بر امکان دسترسی به ذخایر جدید، به توسعه دانش و تجربه فنی کشور در یکی از پیچیده‌ترین حوزه‌های اکتشاف و حفاری کمک می‌کند.

زیرساخت‌هایی که کمتر دیده می‌شوند

بخشی از فعالیت‌های شرکت ملی نفت ایران در این دوره شاید در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با افزایش تولید نداشته باشد، اما استمرار فعالیت مناطق عملیاتی به آنها وابسته است. در این رابطه می توان از نیروگاه گازی منطقه عملیاتی قشم یاد کرد که با ظرفیت فعلی 15 مگاوات وارد مدار شده است. در بندر سیراف نیز آب‌شیرین‌کنی با ظرفیت یک میلیون لیتر در روز و کمپرسورهای بخارات برگشتی بوتان و پروپان با ظرفیت 10 هزار کیلوگرم در ساعت به بهره‌برداری رسیدند.

در اهواز نیز نخستین تلمبه چندفازی سیار راه‌اندازی شد و تولید چاه 21 اهواز را از 800 به 1200 بشکه در روز افزایش داد.

سامانه بومی تولید و تزریق نیتروژن با ظرفیت 1500 نرمال‌مترمکعب در ساعت و خلوص 99.99 درصد نیز در همین دوره به بهره‌برداری رسیده است.

اینها پروژه‌هایی هستند که شاید نامشان برای مخاطب عمومی کمتر آشنا باشد، اما هر کدام بخشی از زیرساختی را شکل می‌دهند که تولید نفت و گاز بدون آن با محدودیت مواجه می‌شود.

از پروژه امروز تا ظرفیت سازی برای فردا

مرور این مجموعه نشان می‌دهد کارنامه شرکت ملی نفت ایران در دولت چهاردهم، ترکیبی از چند نوع اقدام بوده است: پروژه‌هایی که مستقیما تولید را افزایش داده‌اند، طرح‌هایی که ظرفیت فرآورش و انتقال را بالا برده‌اند، پروژه‌هایی که از افت تولید جلوگیری کرده‌اند و اقداماتی که برای کشف ذخایر جدید و ایجاد ظرفیت‌های آینده انجام شده‌اند.

در کنار اینها، کاهش مشعل‌سوزی و بازگرداندن گازهای همراه به چرخه اقتصاد نیز مسیر دیگری برای افزایش بهره‌وری منابع موجود بوده است.


در چنین تصویری، افتتاح پروژه تنها یکی از معیارهای سنجش عملکرد است. چاه جدید، زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که تاسیسات لازم برای تولید و فرآورش آن فراهم باشد؛ میدان توسعه‌یافته، زمانی به درآمد تبدیل می‌شود که امکان انتقال و صادرات محصول وجود داشته باشد و ذخایر کشف‌شده هیدروکربوری، زمانی به پشتوانه انرژی کشور تبدیل می‌شود که مسیر توسعه و تولید آن طی شود.

از این منظر، اقدامات دو سال اخیر شرکت ملی نفت ایران را می‌توان حلقه‌هایی از یک زنجیره واحد دانست: اکتشاف و شناخت ذخایر، توسعه میدان، حفاری، تولید، فرآورش، انتقال، جلوگیری از هدررفت و در نهایت تبدیل منابع زیرزمینی به ارزش اقتصادی.

 از زیر زمین تا زندگی روزمره

برای صنعت نفت، بسیاری از اعداد و اصطلاحات فنی بخشی از زبان روزمره کار است؛ اما برای مردم، معنای نهایی آنها بسیار ساده‌تر است.

افزایش تولید نفت و گاز می‌تواند به درآمد و منابع سرمایه‌گذاری بیشتر برای کشور منتهی شود. افزایش تولید گاز، پشتوانه‌ای برای تامین انرژی خانه‌ها و صنایع است. توسعه میدان‌های مشترک به معنای استفاده مؤثرتر از منابع ملی است. کاهش مشعل‌سوزی یعنی هدررفت کمتر و محیط‌زیست سالم‌تر و توسعه زیرساخت‌های مناطق نفت‌خیز، به معنای استمرار فعالیت اقتصادی و ایجاد فرصت‌های شغلی در این مناطق است. به همین دلیل، کارنامه شرکت ملی نفت ایران در دولت چهاردهم را نمی‌توان فقط مجموعه‌ای از چاه‌ها، سکوها و واحدهای فرآورشی دانست.

آنچه در نهایت اهمیت دارد، مسیر تبدیل منابع زیرزمینی کشور به ثروت و منفعت عمومی است؛ مسیری که از یک چاه یا میدان آغاز می‌شود، از میان ده‌ها حلقه فنی و عملیاتی عبور می‌کند و در نهایت باید خود را در اقتصاد کشور و زندگی مردم نشان دهد.

این شاید ساده‌ترین تعریف از مأموریت شرکت ملی نفت ایران باشد: بیشتر تولید کردن، بهتر استفاده کردن و کمتر هدر دادن؛ برای اینکه نفت و گاز، بیش از پیش از یک ذخیره زیرزمینی به یک پشتوانه ملموس برای اقتصاد و آینده کشور تبدیل شود.

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا
 
 

تبلیغات متنی